• پس از وفات شخص اولویت با ارث وراث است؛ یا با حق خدا نظیر قضا نماز، روزه و حجّ که بر گردن میت است؛ و یا با اداء حق مردم مثل قرض، مظالم و مهریه همسر؟

    وظایف و تکالیفی که از سوی خداوند حکیم متعال و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بر عهده انسان قرار داده شده است، یا موقت است و یا غیر موقت؛ موقت به واجبی گفته می شود که برای انجام آن محدوده زمانی مشخصی تعیین شده است مانند نمازهای پنج گانه؛ ... برخی از واجبات موقت به گونه ای است که اگر در زمان مقرر شرعی انجام نگیرد و یا به صورت درست و صحیح صورت نگرفته باشد، بر مکلف لازم است که آن را در خارج از وقت جبران نموده و به اصطلاح قضا نماید. ... بعض از وظایف مانده بر ذمه میت به نحوی است که بر وارثان او لازم و واجب است که در صورت آگاهی از آن، به آن ها اقدام کرده، و حتی بر ارث مقدم دارند چه رسد بر وصایا

  • روزه سکوت به چه معناست؟ و در اسلام جایز است یا حرام؟

    روزه سکوت در میان برخی امم و ادیان پیشین مشروع بوده است. چنان که به حکایت قرآن کریم آن گاه که حضرت مریم(س) با اعجاز خداوند بارور شد و فرزندش عیسی(ع) را به دنیا آورد، خداوند برای آشکار کردن حق به وی فرمان داد و فرمود: فَکُلِی وَ اشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیّاً ﴿26﴾ «... اگر احدی از انسان‏ ها را دیدی پس بگو من برای خدای رحمان روزه سکوت نذر کرده ‏ام پس امروز با کسی به هیچ وجه سخن نخواهم گرفت» (سوره مریم آیه 26). امام خمینی ره در کتاب شریف تحریر الوسیلة (ج 1، ص: 304) در تعریف و حکم روزه سکوت می فرماید: و صوم السکوت بمعنی کونه کذلک منویا و لو فی بعض الیوم، و لا بأس بالسکوت إذا لم یکن منویا و لو کان فی تمام الیوم بنا بر این: روزۀ سکوت به این معنی است که انسان تصمیم بگیرد به نیت روزه، حرف زدن را در تمام یا قسمتی از روز ترک کرده و سکوت نماید ...

  • آیا نمازهای روزانه و روزه هایی که خانم ها در دوره قاعدگی ترک می کنند، قضا دارد؟ نماز آیات و نماز طواف چطور؟

    دوره قاعدگی بانوان وضعیت خاص و ویژه ای است برای آنان و احکام به خصوصی نیز دارد، که در فقه از آن ها به احکام حائض تعبیر و در کتاب طهارت با همین عنوان بیان می شود. یکی از احکام زن حائض آن است که در این حال، نماز خواندن، روزه گرفتن و طواف و اعتکاف برای او جایز نیست و نمی تواند به چنین عبادت هایی مبادرت ورزد. (رجوع شود به تحریر الوسیلة؛ کتاب الطهارة، القول فی أحکام الحائض) روشن است که پایه ی این محدودیت و ممنوعیت ها، عدم امکان تقرب به حق تعالی و بالکل مسدود بودن راه ارتباط حائض با خدا نمی باشد، بلکه برای حائض در این دوره نیز امکان ذکر و یاد خداوند رحمن و رحیم فراهم بوده و راه دعا و مناجات، تلاوت آیات قرآن کریم به جز سور عزائم، و جلب رضای حق تعالی از طریق خود سازی و مبارزه با نفس و تزکیه آن از صفات رذیله و تخلق به صفات حمیده و انجام کارهای نیک و خدمت به بندگان خدا همواره باز است. بلکه بالاتر آن که، برای زن صاحب معرفت و کمال، ترک صلات و روزه و طواف و اعتکاف در حال حیض، همان قدر می تواند موجب تقرب به قادر متعال باشد که نماز و روزه در وقت دیگر مقرّب است؛ زیرا انقیاد به نواهی و امتثال آن نیز همانند پایبندی به واجبات جلوه بندگی است و موجب تقرب و کمال آدمی. پس دقیق تر آن که زن مؤمن در این دوره برای رضای خدا نماز نمی خواند و در اجرای فرمان آن محبوب دل ها روزه نمی گیرد، ...