غزل
رخ خورشید
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

رخ خورشید

‏‎ ‎

‏‏رُخ خورشید‏

‏‏عیب از ما است اگر دوست ز ما مستور است‏

‏‏دیده بگشای که بینی همه عالم طور است‏

‏‏لاف کم زن که نبیند رُخ خورشیدِ جهان‏  ‏چشم خفّاش که از دیدن نوری کور است‏

‏‏یا رب این پَردۀ پندار که در دیدۀ ماست‏  ‏باز کن تا که ببینم هَمه عالم نور است‏

‏‏کاش در حلقۀ رندان خبری بود ز دوست‏  ‏سخن آنجٰا نه ز ناصر بُود، از «منصور» است‏

‏‏وای اگر پَرده ز اسرار بیفتد روزی‏  ‏فاش گردد که چه در خرقۀ این مهجور است‏

‏‏چه کُنم تا به سر کوی توام راه دهند‏  ‏کاین سفر توشه همی خواهد و این رَه دور است‏

‏‏وادی عشق که بی هوشی و سرگردانی است‏  ‏مُدّعی در طلبش بوالهوس و مغرور است‏

‏‏لَب فرو بست هر آن کس رُخ چون ماهش دید‏  ‏آنکه مَدحت کُند از گفتۀ خود مَسرور است‏

‏‏وقت آن است که بنشینم و دَم در نزنم‏

‏‏به هَمه کون و مکان مدحت او مسطور است‏