امام هیچ وقت حتی یک چک یا یک امانت را بدون دلیل برای یک روز پیش خودشان معطل نمی گذاشتند.
این سخن باعث شگفتی خبرنگاران شد چون معمولاً این طیف هرگاه همراه شخصیتها از کشوری به کشور دیگر جهت تهیه خبر اعزام می شوند از امکانات رایگان برخوردار هستند.
یکی از رفقای اهل علم که آدم بافضلی است در این رابطه برای امام اشعاری سروده بود. بعضی از رفقا گفتند ایشان را خدمت امام بفرستید تا برایش پول بگیریم.
شبی هوا در نجف طوفانی شده، و بیرون رفتن از خانه بسیار سخت بود، من به امام گفتم امیرالمؤمنین(ع) دور و نزدیک ندارد زیارت جامعه را که در حرم می خوانید، امشب در خانه بخوانید.
اوج وارستگی و زهد امام در حدی بود که ایشان هیچ گونه دلبستگی حتی به مجموعه ها و مؤلفات علمیشان نداشتند.
خانواده امام اصرار دارند که امام را به زیرزمین حسینیه ببرند ولی ایشان به آنها می فرمودند که شما بروید، مسأله ای نیست. نترسید!
تفکر و اندیشیدن ایشان بیش از تتبع و جست وجو کردن در کتاب بود.
گفتند رسم ما این است وقتی به کسی علاقمند شدیم هنگام خداحافظی و جدایی بهترین هدیه را به او تقدیم می کنیم.
با اینکه واقعاً کار خطرناکى بود که یک جوان تنها و بدون شناسایى با امام دیدن کند اما امام پذیرفتند.
من کفران نعمت مى کنم یا شما که نعمت خدا را به این روز انداخته اید؟
والله ظلم است کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین(ع) باشد و تشنه بخوابد.
در مورد نامگذارى کودکان، حضرت امام به نام ائمه خیلى اهمیت مى دادند.
من مسئولیت دارم به زنان بگویم در راهى که تاکنون رفته اید باید تجدید نظر کنید، به صحنه بیایید، در خراب کردن بنیان شاهنشاهى مشارکت کنید، درس بخوانید و به دانشگاه بروید.
موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سؤال کردند آیا از من گذشتید؟
موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سؤال کردند آیا از من گذشتید؟
حتی الامکان از کتابهایی که مسلمانان نوشته اند استفاده شود.
یک شب عده ای را مسلح به داخل حرم فرستاده بودیم و تمام مناطق مهم را تحت کنترل گرفتیم و بعد امام را به وسیله ماشین حفاظت کردیم و رفتیم تا حرم عبدالعظیم(ع).
در روزهاى اول انقلاب و زمانى که امام در قم بودند، بعضى روزها امام متجاوز از 6 ساعت با مردم دیدار می کردند.