خط عشق
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1370

خط عشق

‏‏«خط عشق»‏

‏‏باز در سر های و هوی دیگر است‏

‏‏بادۀ ما از سبوی دیگر است‏

‏‏باز آن شبگرد بی‏‎‌‎‏پروا شدم‏

‏‏شب‌شناس بی‏‎‌‎‏سر و بی‏‎‌‎‏پا شدم‏

‏‏توسن اندیشه‏‎‌‎‏ام رهوار شد‏

‏‏وسعت دشت جنون تکرار شد ‏

‏‏آه من مست آمدم، مست آمدم‏

‏‏لاله بودم جام بر دست آمدم‏

‏‏آه من تنگ آمدم، تنگ آمدم‏

‏‏مست بودم جام بر سنگ آمدم‏

‏‏خط عشقم، کس نمی‏‎‌‎‏خواند مرا‏

‏‏چیستانم، کس نمی‏‎‌‎‏داند مرا‏

‏‏مخمل دشت شقایق سینه‏‎‌‎‏ام‏


‎

‏‏سینه چاکی شیوۀ دیرینه‏‎‌‎‏ام‏

‏‏آی مردم، عشق را باور کنید‏

‏‏جامۀ آزادگی در بر کنید‏

‏‏عشق جاری در رگ و جان من است‏

‏‏عشق هم آب من و نان من است‏

‏‏عشق را آیینه گردانم هنوز‏

‏‏زان سبب در عشق پنهانم هنوز‏

‏‏وسعت عشقم نگنجم در جهان‏

‏‏خار می‌آیم به چشم ناکسان‏

‏‏ حبیب‌الله قلی‌شلی‏

‏‎ ‎

‏‎

‎