آیت الله محمدرضا توسلی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

آیت الله محمدرضا توسلی

گفتگو با آیت الله توسلی

‏ ‏

□ جناب آقای توسلی با توجه به اینکه شما از مدتها قبل با مرحوم حاج احمد آقا آشنا بوده اید، در مورد نحوه آشنایی خود با ایشان مطالبی را بیان فرمایید. 

‏ ‏

بسم الله الرحمن الرحیم

‏قبل از پاسخ دادن به این سؤال لازم است نکته ای را عرض بکنم و آن این که، هر‏‎ ‎‏انسانی در زندگی سیاسی و اجتماعیش دارای نقاط مثبت و منفی زیادی هست. و تنها‏‎ ‎‏معصومین هستند که از اشتباه و گناه مصون و معصوم هستند، بنابراین شخصی از زندگی و‏‎ ‎‏امتحاناتش سربلند و پرافتخار بیرون می آید که نقاط مثبت زندگی اش بر نقاط منفی آن‏‎ ‎‏غلبه داشته باشد. به نظر بنده مرحوم حاج احمد آقا از جمله اشخاصی بود که این توفیق را‏‎ ‎‏بدست آورده بود. و این نکته از تأثیری که درگذشت آن بزرگوار بر جامعه گذاشت روشن‏‎ ‎‏می شود. ‏

‏اما نحوۀ آشنایی بنده با آن مرحوم به زمانی برمی گردد که وارد قم شدم و از آنجایی که‏‎ ‎‏حضرت امام در بعضی اوقات به محلات تشریف فرما می شدند، از همانجا در بیت و‏‎ ‎‏خاندان امام ایشان را می دیدم. تا زمانی که رسید به 15 خرداد 42 که مرحوم حاج احمد‏‎ ‎‏آقا در سن 18 سالگی و محصل دبیرستانی بود. ‏


کتابگنجینه دل: مجموعه خاطرات یاران در وصف یادگار امام حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینیصفحه 221

□ از صفات برجسته اخلاقی ایشان به نکاتی که به خاطر دارید، اشاره فرمایید. 

‏ ‏

‏از زمانی که حاج آقا مصطفی به رحمت ایزدی پیوستند، زندگی سیاسی حاج احمد‏‎ ‎‏آقا وارد مرحله جدیدی شد. و تمامی کارهای امام در ایران به دوش ایشان افتاد. صفات‏‎ ‎‏برجسته ایشان در همین دوران مجال بروز پیدا کرد. یادم می آید در زمانی که می خواستند‏‎ ‎‏بیت را ببندند و با توجه به این که تمامی ساواکیها در قم پراکنده بودند، ایشان با شجاعت‏‎ ‎‏تمام مانع از بستن بیت شدند. و یا در سال 52 بود که به مکّه مکرّمه مشرف شدم و ایشان‏‎ ‎‏هم به اتفاق همسر و حسن آقا که بچه دو سه ساله ای بود و مادر بزرگوارشان به حج آمده‏‎ ‎‏بودند. و در هر کاروان چندین نفر ساواکی بودند و وحشتی بین کاروانیان افتاده بود که کسی‏‎ ‎‏جرأت نمی کرد اسم امام را به زبان بیاورد. اما ایشان به من گفتند که فلان شخص را می بینی،‏‎ ‎‏از مسؤولین ساواک است که در جیبش یک اطلاعیه از امام را گذاشته ام. ضمن اینکه در آن‏‎ ‎‏ایام، هم مادرشان مریض بود و هم حسن آقا تب داشت و تمامی کارها به عهده ایشان بود. ‏

‏ ‏

□ اگر بخواهیم ایشان را به صفت برجسته ای متصف بکنیم، چه عنوانی را شایسته تر می دانید؟

‏ ‏

‏امانتداری و شجاعت دو صفتی بود که در میان سایر صفات و خصوصیات مثبت‏‎ ‎‏ایشان جلوه بیشتری داشت. ‏

‏ ‏

□ با توجه به این که جنابعالی هم در طول این سالها در بیت بودید. اخلاق و رفتار ایشان چگونه بود به خصوص در رابطه با حضرت امام؟

‏ ‏

‏ایشان در هر جهتی مطیع حضرت امام(ره) بودند. البته بعضی از مغرضین و حتی‏‎ ‎‏دوستان ناآگاه می گفتند که حضور فلانی (حاج احمد آقا) موجب می شود تا امام در‏‎ ‎‏تصمیم گیریها تحت تأثیر قرار بگیرند اما تعبیر خود حاج احمد آقا این بود که: «بنده مواد را‏‎ ‎‏در اختیار ایشان می گذاشتم و تصمیم گیری با خودشان بود.» این قضیه به گوش امام هم‏‎ ‎‏رسید که بسیار مکدر شدند و فرموده بودند: «افرادی که این حرفها را می زنند و این‏‎ ‎


کتابگنجینه دل: مجموعه خاطرات یاران در وصف یادگار امام حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینیصفحه 222

‏نسبتها را به احمد می دهند باید استغفار کنند.» ‏

‏ ‏

‏ ‏

□ اگر خاطره ای از آن مرحوم در ذهنتان است برای خوانندگان نقل کنید. 

‏ ‏

‏بعد از تبعید امام(ره) به نجف، مرحوم حاج احمد آقا به آنجا رفت و معمم شد.‏‎ ‎‏هنگامی که به قم بازگشت، ساواک نسبت به وی حساس شد. لذا درصدد بدست آوردن‏‎ ‎‏فرصتی بود تا ضربه ای به ایشان بزند. در آن زمان ساواک برای بی آبرو کردن افراد، آنها را‏‎ ‎‏به محافلی خاص دعوت می کردند و صحنه ای پیش ساخته ترتیب می دادند و با گرفتن‏‎ ‎‏عکس و پخش کردن آن افراد را به اصطلاح ترور شخصیتی می کردند. یادم می آید روزی‏‎ ‎‏ایشان از خیابان می گذشت شخصی که سوار بر دوچرخه ای بود به پشتشان زد و گفت: اگر‏‎ ‎‏فلان شیخ دعوتتان کرد، رد کنید. و البته آن شیخ هم فرد بد ذاتی نبود و جریان را اطلاع داد‏‎ ‎‏که قرار است از شما توسط من دعوت شود تا در مجلس با یک زن از شما عکس بگیرند.‏‎ ‎‏که ایشان از آن فرد تشکر کرد. ‏

‏نکته بعد این که در بند مادیات نبود چنان که بعد از فوت امام فرمودند کسی وجوهات‏‎ ‎‏شرعیه را نیاورد. و آن مقداری هم که مانده بود، فرستاد به حوزه که خرج چند سال آنها‏‎ ‎‏شد، دربارۀ تنظیم و نشر آثار امام(ره) خیلی متأسف بود و گله مند از کسانی که در نجف با‏‎ ‎‏امام بودند و چیزی از سخنان ایشان را ضبط نکردند. ایشان نقل می کردند که در سفر دوم،‏‎ ‎‏مقید شدم یک ضبط صوت بگذارم تا حرفهای امام ضبط بشود و الآن خوشبختانه تمام‏‎ ‎‏صحبتها و نامه های امام موجود است، که همه اینها در اثر تلاش و پیگیری آن بزرگوار‏‎ ‎‏صورت حقیقت به خود گرفته است. ‏

‎ ‎

کتابگنجینه دل: مجموعه خاطرات یاران در وصف یادگار امام حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینیصفحه 223