انسان خداخواه، استوار و سازش ناپذیر است و در هر احوالی عزت خود را حفظ می کند و مرگ را بر ذلت ترجیح می دهد و این راهی است که سالار شهیدان به تاریخ انسانیت آموخت.
آب باران همان آب حاصل از ریزش باران است و احکام آن در باب های طهارت و اطعمه و اشربه آمده است.
به آب روان جوشیده از زمین مانند آب چشمه و قنات آب جاری گفته می شود. آب جاری از اقسام آب مطلق است که در باب طهارت از آن بحث و در باب های دیگر مانند زکات و خمس نیز از احکام آن به مناسبت سخن گفته شده است.
آب چاه آب حاصل از کندن گودال عمیق است و از آن در باب های طهارت و احیاء موات سخن گفته شده است.
آب حمام همان آب های مورد استفاده در حمام برای استحمام و شستشو می باشد. امروزه آب دوش و شیر جایگزین حوضچه های قدیم شده و همان احکام را دارد. از آن در باب طهارت بحث شده است.
آب راکد به معنی آب ثابت است که از آن در باب طهارت بحث شده است.
آب غصبی، آب تصرف شده بدون رضایت صاحب آن است و بحث آن در باب طهارت آمده است.
به آبی که کمتر از مقدار کر باشد آب قلیل گفته می شود. آب قلیل یکی از مطهرات است و در باب طهارت از آن بحث می شود.
آب کثیر، مقابل آب قلیل است. فقیهان آب کثیر را درباره آب غیر قلیل، به کار برده اند که شامل آب کر، آب جاری، باران، چشمه، چاه و حمّام می شود. گاه، آب کثیر مقابل آب جاری به کار می رود که مراد از آن آب کرّ است. از این عنوان در باب طهارت بحث شده است.
اسلام دینی است که تنها به یک سلسله پندها و اندرزهای فردی اکتفا نکرده است، بلکه دینی جامع و همه جانبه است که آنچه را که فرد و جامعه بدان نیازمند است، آنرا به عنوان یک واجب، فرض نموده است. براین اساس متناسب با اهمیت خاصی که یک علم برسرنوشت فرد و جامعه دارد مورد تأکید و ترغیب اسلام واقع گشته است و دانشمندان مسلمان خویش را ملزم به تدوین و تبویب آن علم در مقام تئوری و نظری کرده اند. علم اخلاق از جمله علومی است که همواره مورد توجه فرهیختگان مسلمان بوده است، که به مقتضای زمان و نوع گرایش بدان پرداخته اند. نوشته حاضر، تحقیقی اجمالی بر علم اخلاق اسلامی است.
ودیعه از «ودع» به معنای ترک کردن آمده است و چون در نزد امانت گیرنده ترک شده است ودیعه گویند و امانت از «امن» به معنای ایمنی و اطمینان و امانت را هم امانت گویند چون شخص امانت گذار از خیانت آن کسی که امانت پیش اوست مطمئن و ایمن است.
تعصب یکی از رذائل اخلاقی است که مایه دوری از حق و محروم شدن از سعادت است. و به معنی وابستگی غیرمنطقی به چیزی تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند.
در سخنان صوفیان و عارفان، تقوا از مقامات عرفانی است و در نسبت با دو مفهوم مهم ورع و قلب معنا می یابد.
خود بزرگ بینی را تکبّر گویند. کبر یکی از صفات رذیله می باشد که شخص دارای آن خود را برتر و بزرگ تر از دیگران می پندارد و دیگر افراد را خوار و حقیر می شمارد.
یکی از رذایلی که در اثر انحراف قوه شهویه اثرات ناگواری بر زندگی دینی و دنیایی شخص می گذارد و او را از نظرها ساقط و از درجه اعتبار پایین می آورد چاپلوسی و تملق های بی جایی است که شخص مرتکب آن شده و آبرو و حیثیت خود را به حراج می گذارد که این خود نشان از شرک خفی در نهاد او دارد.
تواضع در عرفان و اخلاق خصلتی برآمده از صفا و سلامت دل می باشد.
توبه در اصطلاح صوفیه، بازگشتن از هر خُلق مذموم و حال بد است به خُلق محمود و حال خوب و سرانجام دور شدن از هر چیزی است که مانع وصول بنده به خداست.
یکی از واژه هایی که در تصوف و عرفان از آن بحث شده توکل می باشد که آرای مختلفی در این مورد می باشد.
از ثواب عنوان پیوند و عقاب در فلسفه و عرفان بیشتر با عنوان سعادت و شقاوت بحث شده است.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.