بخش سوم: تاریخ پیامبر اکرم (ص)
صفات پیامبر
خیرخواهی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1393

زبان اثر : فارسی

خیرخواهی

‏ ‏

خیرخواهی

‏ ‏

‏     ‏‏فرمودۀ حضرت رسالت پناه، صلّی الله علیه و آله و سلّم، که فرمود: «ما اُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 86

‏ماٰ أوذیتُ‏‎[1]‎‏». یعنی «اذیت نشد پیغمبری مثل اذیتی که من شدم.» نیز به این معنی‏‎[2]‎‎ ‎‏برگردد. زیرا که هرکس عظمت و جلالت ربوبیت را بیشتر ادراک کند و مقام مقدّس حق‏‎ ‎‏جل و علا را زیادتر بشناسد، از عصیان بندگان و هتک حرمت آنها بیشتر متأثر و متألم‏‎ ‎‏گردد؛ و نیز هرکس رحمتش و عنایت و لطفش به بندگان خدا بیشتر باشد، از اعوجاج و‏‎ ‎‏شقاوت آنها بیشتر اذیت می شود؛ و البته خاتم النبیین، صلّی الله علیه و آله، در این مقامات‏‎ ‎‏و سایر مدارج کمالیه از انبیا و اولیا و سایر بنی الانسان کاملتر بوده، پس اذیتش بیشتر و‏‎ ‎‏تأثرش بالاتر بوده ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏.(204)‏

*  *  *

‏ ‏

‏     در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول‏‎ ‎‏سوره شعراء که فرماید: «لعلک باخع نفسک الاّ یکونوا مؤمنین‏‎[3]‎‏» و در اوایل سوره‏‎ ‎‏کهف که فرماید «فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذالحدیث اسفا‏‎[4]‎‏»‏‎ ‎‏سبحان الله تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقه مندی به سعادت بندگان خدا کار را‏‎ ‎‏چقدر به رسول خدا، صلی الله علیه و آله، تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد و‏‎ ‎‏دل لطیف او را نگهداری کند که مبادا از شدت هم و حزن به حال این جاهلان بدبخت دل‏‎ ‎‏آن بزرگوار پاره شود و قالب تهی کند.(205)‏

*  *  *

‏ ‏

‏     پیغمبر اکرم عقده اش از همه بیشتر بود، برای این که آنچه او یافته بود، آنچه از قرآن‏‎ ‎‏در قلب او نازل شده بود برای چه کسی بیان بکند مگر آن که رسیده ‏‏[‏‏باشد‏‏]‏‏ به مقام‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 87

‏ولایت تامّه. شاید یکی از معانی «ماأُوذِیَ نَبِیُّ مِثْلَ ماأوذیتُ‏‎[5]‎‏» اگر وارد شده باشد از‏‎ ‎‏رسول الله ـ این باشد که یک آدمی که آنچه را باید برساند نتواند برساند؛ آن که کسی را‏‎ ‎‏نیابد که به او آنچه یافته بگوید، تأثّر دارد. ‏‏[‏‏خصوصاً‏‎ ‎‏]‏‏آنچه که او یافته بود فوق همۀ آنها‏‎ ‎‏بود که سایرین یافته بودند. و کسی که یافته است اموری ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ و میل دارد همه بیابند، و‏‎ ‎‏نتواند برساند تأثّر‏‏[‏‏ش چقدر است؟‏‏]‏‏ آن پدری که می خواهد بچه اش شمس را ببیند ولی‏‎ ‎‏بچه کور است تأثّرش چقدر است؟(206)‏

*  *  *

‏ ‏

‏     شام و عراق را پیغمبر و امیر نمی خواستند. آنها می خواستند اینها را آدم کنند،‏‎ ‎‏می خواستند جان مردم را از دست مستکبرین رهایی ببخشند.اینها هم همانها بودند که‏‎ ‎‏اصحاب دعا بودند. همین دعای کمیل را که از حضرت امیر وارد شده‏‏[‏‏ببینید‏‏]‏‏، همین آدم‏‎ ‎‏کمیل بخوان شمشیر بزن است.(207)‏

*  *  *

‏ ‏

‏     پیغمبر اکرم این طور بوده که حتی کفار را هم وقتی که ملاحظه می فرمود که اینها‏‎ ‎‏مسلم نمی شوند، غصه می خورد برای آنها که چرا باید اینها مسْلم نشوند و بعد به آن‏‎ ‎‏شقاوتها و به آن عذابها برسند.(208)‏

17 / 7 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     ‏‏پیغمبر اکرم برای این کافرهایی که مسلمان نمی شدند و مؤمن نمی شدند غصه می خورد. در‏‎ ‎‏آیۀ شریفه هست که: مثل اینکه می خواهی خودت را هلاک کنی برای اینها‏‎[6]‎‏. می خواست که‏‎ ‎‏همۀ عالم به نور برسند. مبعوث شده بود برای اینکه همۀ این هیاهوهایی که در دنیا هست و این‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 88

‏هیاهوها برای خود است، برای رسیدن به قدرت خود است، این هیاهوها را از بین ببرد، و یک‏‎ ‎‏خداخواهی در مردم ایجاد کند، توجه به نور ایجاد کند.‏‏(209)‏

2 / 10 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     ‏‏نقل است که پیغمبر اسلام دید یک عده ای را گرفته اند، اسیر کرده اند دارند می آورند،‏‎ ‎‏فرمود: که ما باید با زنجیر اینها رابه بهشت ببریم. آنقدر پیغمبر غصه می خورد به اینکه این مردم‏‎ ‎‏هدایت نمی شوند، که خدا به او تسلیت می فرماید که فَلَعلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثارِهِمْ إِنْ‏‎ ‎‏لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدیثِ اَسَفاً.‏‎[7]‎‏ قضیه، قضیۀ ایمان است نه قضیۀ گرفتن یک جایی و سلطه پیدا‏‎ ‎‏کردن به یک کشور است، قضیه این است که ایمان بیاورند.‏‏(210)‏

15 / 4 / 59 

*  *  *

‏ ‏

‏     انبیا دنبال این بودند که چرا باید این بشری که فطرتاً باید فطرت سالم داشته باشد،‏‎ ‎‏چرا باید اینطور باشد. رسول اکرم برای این غصه می خورد. در وحی هم به او گفته است‏‎ ‎‏که: مثل اینکه تو خودت را داری به کشتن می دهی که اینها ایمان نمی آورند.(211)‏

6 / 8 / 59 

*  *  *

‏ ‏

‏     پیغمبر اکرم برای این مشرکینی که به جهنم خودشان را می فرستادند، برای اینها‏‎ ‎‏تأسف می خورد، غصه می خورد برای اینها. اسلام دین رحمت است.(212)‏

21 / 2 / 60 

*  *  *


کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 89

‏     پیغمبر اسلام برای اینکه مردم تربیت نمی شدند غصه می خورد به طوری که خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی او را تسلیت می داد؛ در مشقّت بود، خدای تبارک و تعالی به او‏‎ ‎‏خطاب می کند که ما قرآن را نفرستادیم که تو در مشقّت باشی. و برای ملتها از پدر‏‎ ‎‏برای اولادش، از پدر مهربان برای اولادش، بر ملتهای عالم او بیشتر غصه می خورد و‏‎ ‎‏کافرها را وقتی که می دید که اینها به مجرای طبیعی انسانی نمی آمدند، برای آنها متأسف‏‎ ‎‏بود.(213)‏

23 / 10 / 60 

*  *  *

‏ ‏

‏     همان طوری که پیغمبر اکرم مأمون نبود، برای او آن همه می گفتند، برای امیرالمؤمنین‏‎ ‎‏هم آن همه می گفتند. لکن آنها برای این که، کارشان برای خدا بود از این که بگویند فرض‏‎ ‎‏کنید که؛ «مگر امیرالمؤمنین نماز هم می خواند؟ مگر علی نماز هم می خواند که تو‏‎ ‎‏مسجد کشتندش؟» او از این ناراحت نمی شود. اگر ناراحت بشود، برای این که چرا یک‏‎ ‎‏آدمی این طور است، نه چرا برای من می گوید. انبیا، ناراحت اگر می شدند برای این بود‏‎ ‎‏که چرا باید بندگان ـ این مردمی که آمدند در این جا و بنده هستند ـ خودشان را مستقل‏‎ ‎‏بدانند و برای خودشان کار بکند و فساد بکنند، برای این دلسوزی می کردند. و احتمال‏‎ ‎‏من می دهم که ماٰ اوُذِیَ نبیٌ مِثْلَ ماٰ اُوذیتْ‏‎[8]‎‏ هم، این معنا باشد. من احتمال می دهم که‏‎ ‎‏آن معرفتی که رسول خدا داشت، دیگران نداشتند، مقاماتشان هر چه بود، به اندازۀ‏‎ ‎‏ایشان نبود. و هر چه مقامات بیشتر است راجع به معصیت هایی که در عالم می شود،‏‎ ‎‏بیشتر اذیت می شود. اگر بشنود که در آن سر دنیا یک کسی یک کسی را اذیت کرده این‏‎ ‎‏ناراحت بشود، نه از باب این که شهر خودم است، نه از باب این که مملکت خودم است،‏‎ ‎‏اقربای خودم است، از باب این که یک مظلوم در دنیا واقع شده.(214)‏

1 / 1 / 64 

*  *  *

‎ ‎

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 90

  • )) الجامع الصغیر؛ ج 2، ص 144، بدون کلمه (مثل).
  • )) شدت بلیّات روحیه تابع شدت ادراک است.
  • )) «ای رسول ما تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی آورند هلاک سازی» (شعرا  / 3).
  • )) «ای رسول نزدیک است که تو اگر امت به قرآن ایمان نیاورند جان عزیزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاک سازی» (کهف  / 6).
  • )) الجامع الصغیر؛ ج 2، ص 144، بدون کلمه (مثل).
  • )) «ای رسول ما تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی آورند هلاک سازی» (شعرا / 3).
  • )) «ای رسول نزدیک است که تو اگر امت به قرآن ایمان نیاورند جان عزیزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاک سازی» (کهف / 6).
  • )) الجامع الصغیر؛ ج 2، ص 144، بدون کلمه (مثل).