بخش چهارم: تاریخ اهل بیت (ع)
فصل سوم: حضرت علی (ع)
فروتنی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1421

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1393

زبان اثر : فارسی

فروتنی

فروتنی

‏ ‏

‏     ‏‏حکومت اسلام مثل حکومتهای دیگر از قبیل سلاطین، از قبیل رؤسای جمهوری نیست.‏‎ ‎‏حاکم اسلام حاکمی است که در بین مردم، در همان مسجد کوچک مدینه می آمد جلوس‏‎ ‎‏می کرد و آنهایی که مقدرات مملکت دستشان بود، مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع‏‎ ‎‏می کردند؛ و طوری بود اجتماعشان که کسی که از خارج می آمد نمی فهمید که کی رئیس مملکت‏‎ ‎‏است و کی صاحب منصب است و کی از فقراست. لباسْ همان لباس فقرا و عشرتْ همان‏‎ ‎‏عشرت فقرایی. و در اجرای عدالت طوری بود که اگر چنانچه یک نفر از پایین ترین افراد ملت بر‏‎ ‎‏شخص اول مملکت، بر سلطان، بر رعیت ادعایی داشت و پیش قاضی می رفت، قاضی شخص‏‎ ‎‏اول مملکت را احضار می کرد و او هم حاضر می شد.‏‏(640)‏

18 / 8 / 57 

*  *  *

‏ ‏

‏     ما یک کسی را می خواهیم که ـ البته نمی شود این ـ اینکه من می گویم می خواهیم‏‎ ‎‏شبیهِ، آن هم نه یک شبیهِ نزدیک، شبیهِ بسیار دور، مثل حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ که‏‎ ‎‏زمان سلطنتش، استغفرالله که سلطنت می گویم، امارت، امارت شرعیه اش، خلافتش که‏‎ ‎‏اینقدر طول و عرض داشت، حجاز و مصر و عراق و ـ نمی دانم  ایران و همۀ اینها را‏‎ ‎‏داشت، آن وقت بعد پا می شد خودش راه می افتاد در خانۀ این زن رفت و آن زن و آن زن،‏‎ ‎‏بعد از اینکه خانۀ یک زنی رفته ـ به حَسَب آنطوری که تاریخ نقل می کند و آقایان نقل‏‎ ‎‏می کنند ـ رفته و دلجویی کرده به بچه ها ... بعد کاری می کند که این بچه کوچکها بخندند.‏‎ ‎‏یک کاری که آدمهای متعارف عادی نمی کنند، یک آدم ماورای طبیعت این کار را‏‎ ‎‏می تواند بکند؛ یک صدایی در می آورد که این بچه بخندد! می گوید می خواستم اینها،‏‎ ‎‏اول که من رفتم گریه می کردند، می خواستم با خنده بیرون بیایم.(641)‏

1 / 11 / 57 

*  *  *


کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 249

‏     ‏‏حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ آن وقت که حکومت یک مملکتی بود که چندین مقابل ایران‏‎ ‎‏بود، مصر بود، حجاز بود، عراق بود، ایران بود، سوریه بود ـ عرض کنم ـ یمن بود، همۀ اینها‏‎ ‎‏تحت سیطرۀ او بود، مثل سایر مردم می آمد با مردم می نشست و معاشرت می کرد. برای اینکه‏‎ ‎‏از مردم نمی ترسید. ظلم نکرده بود به مردم تا بترسد، از آنها. خلافی نکرده بود که از مردم‏‎ ‎‏[‏‏بترسد.‏‏]‏‏ برای مردم بود؛ مردم او را حامی خودشان می دانستند‏‏.(642)‏

12 / 4 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     درست مثل صدر اسلام. اطاعت بدون هیچ اغماضی باید باشد، و محبت و دوستی و‏‎ ‎‏برادری هم باید باشد. حضرت امیر ـ علیه السلام ـ رئیس کل قوا بودند، ولی نسبت به‏‎ ‎‏سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند.(643)‏

25 / 2 / 59 

*  *  *

‏ ‏

‏     حضرت امیر هم با اینکه دَه مقابل او‏‎[1]‎‏ سعۀ مملکتش بود، در خیابانها آنطوری، در‏‎ ‎‏کوچه و بازار آنطور ‏‏[‏‏می آمد؟‏‎ ‎‏]‏‏خوب، در کوچه و بازار مثل یک آدمی می آمد که‏‎ ‎‏نمی شناختندش بعضیها.(644)‏

20 / 6 / 59 

*  *  *

‎ ‎

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 250

  • )) محمدرضا پهلوی.