بخش چهارم: تاریخ اهل بیت (ع)
فصل سوم: حضرت علی (ع)
جامعیت
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1416

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1393

زبان اثر : فارسی

جامعیت

‏ ‏

جامعیت

‏ ‏

‏     ‏‏حضرت امیر نمازش را می خواند، شمشیرش را هم می کشید. شمشیرش دستش‏‎ ‎‏بود، نماز هم می خواند؛ هر دو بود. قضاوت هم می کرد. همۀ کارها را می کرد.(589)‏

7 / 12 / 57 

*  *  *

‏ ‏

‏     حضرت امیر، هم مسئله می گفت هم احکام می گفت ‏‏[‏‏و‏‏]‏‏ هم شمشیر در دستش بود‏‎ ‎‏و جنگ می کرد.(590)‏

30 / 11 / 57 

*  *  *

‏ ‏

‏     همان آدمی که این علوم معنوی را به مردم یاد می داد و کسی هم مثل او بعد از‏‎ ‎‏رسول الله ، صلی الله علیه و آله و سلم، حقایق را نمی دانست. همان روزی که با او بیعت‏‎ ‎‏کردند، به حسب تاریخ کلنگش را برداشت و رفت سراغ فعالیتش، منافات با هم‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 225

‏ندارند.(591)‏

*  *  *

‏ ‏

‏     حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ که رفتارش با داخله اینطور بود و مثل یک نفر عمله‏‎ ‎‏گاهی کار می کرد. خودش همان وقتی که بیعت کردند با آن، اسباب کارش را برداشت و‏‎ ‎‏رفت یک قناتی داشت خودش می کنْد؛ بعد هم که آب داد وقفش کرد. این آدم که‏‎ ‎‏وضعش اینطور بود، وقتی در مقابل دشمن می ایستاد، فریاد که می کرد، دلها را چه‏‎ ‎‏می کرد. شمشیر را که می کشید از این ور، وقتی ـ می گویند که ضربات علی یکی بوده  از‏‎ ‎‏این ور می زد دو نیم پاره می شد؛ از این ور هم می زد دو تا می شد؛ شدت داشت در‏‎ ‎‏مقابل آنها.(592)‏

9 / 1 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     این علی همه چیز است. یعنی در همۀ ابعاد انسانیت درجۀ یک است. و لهذا هر‏‎ ‎‏طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند. و خاصیت هر طبقه را هم دارد. خاصیت‏‎ ‎‏قدرت ورزشکارها را به طور وافی دارد. می گویند که حضرت این بازوی ایشان مثل‏‎ ‎‏اینکه آهن بوده است! و قدرتهایی هم در شمشیرزنی به کار می برده است که ضربتهای‏‎ ‎‏علی را می گویند که «یکی بوده». از این طرف که می زده دو تا می کرده؛ از این طرف هم‏‎ ‎‏که می زده دو تا می کرده. یکدفعه اگر به فرد می زد، دو نیم می کرد. اگر اینطور هم می زد‏‎ ‎‏دو نیم می کرد، که ضربات علی وتر این علی همه چیز است. و همه چیز ماست. و ما همه‏‎ ‎‏باید تابع او باشیم. در عبادت، فوق همۀ عبادت کنندگان هست؛ در زهد، فوق همۀ‏‎ ‎‏زاهدها هست، در جنگ، فوق همۀ جنگجویان هست؛ در قدرت، فوق همۀ قدرتمندان‏‎ ‎‏هست. و این یک اعجوبه ای است که جمع، مابین متضاد با هم کرده است.(593)‏

23 / 2 / 58 

*  *  *


کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 226

‏     حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ یک نفر نبود؛ همۀ عالم بود؛ همه چیز بود، روی آن‏‎ ‎‏جهات معنویت و واقعیتی که داشت.(594)‏

3 / 3 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     علی بن ابیطالب اسلام شناس بود، در عملش هم آن طور بود که عملش هم اعجاز‏‎ ‎‏است، یک موجود‏‏[‏‏ی‏‏]‏‏، یک معجزه ای بود. و لهذا می بینید که فقها حضرت امیر را از‏‎ ‎‏خودشان می دانند، خطبا هم از خودشان می دانند، پهلوانها هم از خودشان می دانند؛‏‎ ‎‏زورخانه کارها هم از خودشان. زورخانه کارها وقتی اینجا می آیند، همه دم از علی است؛‏‎ ‎‏شما‏‎[1]‎‏ هم همین طور. یک موجود اعجوبه ای بوده است که همه کس او را از خودش‏‎ ‎‏می دانسته، از همه بوده و از هیچ کدام نبوده. از همه بوده، برای اینکه هر کدام یک جهت‏‎ ‎‏علی را توجه به آن داشته، آن که خوب توجه دارد، از این جهت، از آن جهتش از شما هم‏‎ ‎‏بوده، از این جهتش از یک دسته دیگر هم بوده. نبوده، از باب اینکه یک جهت نبوده،‏‎ ‎‏همه چیز بوده، کی هست که همه چیز باشد.(595)‏

17 / 4 / 58 

*  *  *

‏ ‏

‏     «سیرالی الله » لازم نیست که انسان گوشه ای بنشیند و بگوید من «سیرالی الله »‏‎ ‎‏می خواهم بکنم. خیر، «سیرالی الله » همان طوری ‏‏[‏‏است‏‎ ‎‏]‏‏که سیرۀ انبیا و خصوصاً پیامبر‏‎ ‎‏اسلام ‏‏[‏‏بود‏‎ ‎‏]‏‏و کسانی که مربوط به او بودند؛ در عین حالی که در جنگ وارد می شدند،‏‎ ‎‏آدم می کشتند، کشته می دادند، حکومت داشتند، همه چیز داشتند، همه اش «سیرالی‏‎ ‎‏الله » بود. اینطور نبود که آن روزی که حضرت امیر مشغول به قتال است «سیرالی الله »‏‎ ‎‏نباشد، آن روزی که مشغول نماز است، باشد. خیر، هر دویش «سیرالی الله » است و لهذا،‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 227

‏پیامبر می فرماید که ضَرْبَةُ علیّ یَوْمَ اْلخَنْدَق اَفْضَلُ مِنْ عِبٰادَةِ الثَقَلَیْن‏‎[2]‎‏ این برای این است‏‎ ‎‏که «سیرالی الله » است.‏‎[3]‎‏(596)‏

4 / 10 / 61 

*  *  *

‏ ‏

‏     ‏‏این بزرگوار شخصیتی است که دارای ابعاد بسیار است و مظهر اسم جمع الهی است که‏‎ ‎‏دارای تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهی در ظهور و در بروز در دنیا و در‏‎ ‎‏عالم، با واسطۀ رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است. و ابعادی که از او مخفی است،‏‎ ‎‏بیشتر از آن ابعادی است که از او ظاهر است. همین ابعادی هم که دست بشر به آن رسیده است‏‎ ‎‏و می رسد، در یک مردی، در یک شخصیتی جمع شده است، جهات متناقض، جهات متضاد.‏‎ ‎‏انسانی که در حال این که زاهد و بزرگترین زاهد است، جنگجو و بزرگترین جنگجوست در دفاع‏‎ ‎‏از اسلام. اینها در افراد عادی جمع نمی شود، آن که زاهد است، به حسب افراد عادی، جنگجو‏‎ ‎‏نیست، آن که جنگجوست زاهد نیست. در عین حالی که در معیشت آن طور زهد می کردند و آن‏‎ ‎‏طور در خوراک و در آن طور چیزها به حداقل قناعت می کردند، قدرت بازو داشتند، آن قدرت‏‎ ‎‏بازو را، و این هم جزء اموری است که جمعش، جمع متضادین است. در عین حالی که دارای‏‎ ‎‏علوم متعدده و دارای علوم معنویه و روحانیه و سایر علوم اسلامی است، در عین حال می بینیم‏‎ ‎‏که در هر رشته ای، مردمی که اهل آن رشته اند او را از خودشان می دانند، پهلوان ها حضرت امیر‏‎ ‎‏را از خودشان می دانند، فلاسفه حضرت امیر را از خودشان می دانند، عرفا حضرت امیر را از‏‎ ‎‏خودشان می دانند، فقها حضرت امیر را از خودشان می دانند، هر قشری که اهل یک رشته‏‎ ‎‏است، حضرت امیر را از خودش می داند. و حضرت امیر از همه است، دارای همۀ اوصاف‏‎ ‎‏است و دارای همۀ کمالات.‏‏(597)‏

23 / 6 / 63 

*  *  *


کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 228

‏     آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمی توانند مثل او باشند، خود ایشان هم‏‎ ‎‏فرمود شما قدرت این را ندارید، حتی قدرت همین زهد ظاهریش را، چه برسد به‏‎ ‎‏معنویاتش، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمومنین ـ سلام الله علیه ـ هستیم. و‏‎ ‎‏خود او در دعای کمیل و سایر ادعیه هایش و در روشش آن طور خوف از خدا داشت، و‏‎ ‎‏آن طور از عاقبت می ترسید که منعکس شده است این در دعای کمیل و در حالات او و‏‎ ‎‏ما اصلاً دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم. آن طور بسط عدالت، اگر‏‎ ‎‏موفق شده بود، کرده بود که الگو شده بود برای همۀ حکومت های عالم،‏‎ ‎‏نگذاشتند.(598)‏

23 / 6 / 63 

*  *  *

‏ ‏

‏     در جهت عبادت او، در جهت معارف او، که اینها را نمی توانیم حالا ما همه اش را ذکر‏‎ ‎‏کنیم، در جهت زهد آن ترتیب، آن ترتیبی که بعد از اینی که همه وسایل برایش فراهم‏‎ ‎‏است باز از نان و نمک و یک چیز مختصر تجاوز نمی کند. در قضیۀ بیت المال آن طور‏‎ ‎‏است که خوب دیدید، تاریخ را دیدید که وقتی که صحبت دیگری می شود چراغ را‏‎ ‎‏خاموش می کند. اینها یک قصه هایی است که ما می شنویم، یک واقعیت است و لیکن‏‎ ‎‏پیش ما یک قصه است؛ ما نیستیم این طور. در مسئلۀ جنگ ما باید بگویم ـ اگر این را‏‎ ‎‏بگوییم خیلی بعید نگفتیم ـ که شمشیر ایشان از آن وقتی که وقت این بوده است که ایشان‏‎ ‎‏جنگ بکنند تا آخر عمرشان در غلاف نرفته است. در تمام جنگهای رسول خدا ـ الاّ نادر‏‎ ‎‏ـ ایشان بوده است و پیش قدم بوده است. بعد از رسول خدا مشاور جنگی بوده است و لو‏‎ ‎‏اینکه مدتهای طولانی اسلام محروم شد از ایشان. بعد از اینکه مردم با ایشان بیعت‏‎ ‎‏کردند، باز هم تمام عمرش را به جنگهای داخلی گذراند. این طور نبود که حالایی که من‏‎ ‎‏یک آدم عارفی هستم بروم کنار بنشینم برای اینکه من عارفم، من یک آدم زاهدی هستم‏‎ ‎‏حالا که زاهدم دیگر کار نداشته باشم به مصالح مسلمین، بروم کنار بنشینم، من یک عالم‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 229

‏فقیهی هستم، حالا که فقیه هستم دیگر کار نداشته باشم که به مسلمانها چه می گذرد، من‏‎ ‎‏هم بروم کنار بنشینم. در عین حالی که همۀ این معانی در او بوده است؛ توحید در حد‏‎ ‎‏اعلا، معرفت در حد اعلا، فقه در حد اعلا، هر علمی در حد اعلا، در عین حال در جهاد‏‎ ‎‏هم در حد اعلا بوده. ابعاد مختلفه این است که در آن بعد این را وادار نمی کند که از این‏‎ ‎‏یکی صرفنظر بکند؛ جامع الجهات است.(599)‏

4 / 1 / 65 

*  *  *

‏ ‏

‏     من دربارۀ شخصیت حضرت امیر چه می توانم بگویم و کی چه می تواند بگوید. ابعاد‏‎ ‎‏مختلفه ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمی آید.‏‎ ‎‏کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به‏‎ ‎‏حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهدۀ بیان حتی یکی اش نمی توانیم‏‎ ‎‏برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی‏‎ ‎‏نمی تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر‏‎ ‎‏می دانم که ساکت باشم.(600)‏

1 / 6 / 65 

*  *  *

‏ ‏

‏     دربارۀ حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ این قدر گفته شده است و نوشته شده است و باز‏‎ ‎‏هم حقش ادا نشده است؛ یعنی، این معجزه الهی تا کنون معلوم نشده است که چه‏‎ ‎‏شخصیتی است. همۀ طوایف مختلفی که در اسلام هستند و خصوصاً در شیعه مذهبها،‏‎ ‎‏این حضرت را به خودشان نسبت می دهند. عرفا، حکما، فقها، فلاسفه و اقشار مختلفه‏‎ ‎‏حتی دراویش، صوفیه و حتی کسانی که به اسلام اعتقاد ندارند از کلمات ایشان استشهاد‏‎ ‎‏می کنند. آن وقت که من عراق بودم که حزب عفلقی ای که اصلاً اعتقاد به اسلام ندارد،‏‎ ‎‏بلکه مضاد با اوست، مع ذلک، کلمات ایشان را در دیوارها برش استشهاد می کردند و هر‏

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 230

‏کسی به یک نحو از ایشان اسم می برد. در زورخانه ها به عنوان یک پهلوان، در جنگها به‏‎ ‎‏عنوان یک جنگنده، در مدارس به عنوان یک ارزشمند فقیه و در هر جایی که ملاحظه‏‎ ‎‏می کنید به نظر هر یک و هر طایفه ای حضرت یک وضعی دارد و همۀ آنها، او را از‏‎ ‎‏خودشان می دانند، الاّ البته بعضی که اصلاً اعتقاد به اسلام ندارند، لکن مع ذلک، آنی که‏‎ ‎‏باید باشد این معما حل نشده است و نخواهد شد. این موجود یک اعجازی است که‏‎ ‎‏نمی شود در اطراف او آنچه هست صحبت کرد، هر کس به اندازۀ فهم خودش و به اندازۀ‏‎ ‎‏نظری که دارد در این باب صحبت کرده است و حضرت غیر از این معانی است؛ یعنی، ما‏‎ ‎‏نمی توانیم برسیم به آن جایی که بتوانیم از ایشان به آن جور که هستند مدح کنیم. آن‏‎ ‎‏صفات متضاده که در اشخاص نمی شود باشد، در ایشان هست. از همین جهت است که‏‎ ‎‏این صفات متضاده که هست، اینکه هر کسی یک طرفش را گرفته است و خیال می کند که‏‎ ‎‏ایشان او است. کسی که عارف مسلک است و در رأس عرفای عالم واقع شده است، این‏‎ ‎‏آدم در حکومت دخالت دارد، در صورتی که عرفای معروف اصلاً کناره گیری می کردند.‏‎ ‎‏کسی که در جنگها آن طور فعالیت داشته است مع ذلک، در زهد و تقوا و کناره گیری از‏‎ ‎‏خلق آن طور بوده است. چون ابعاد مختلف درش بوده است، هر کسی یک بعدی از او را‏‎ ‎‏گرفته است و خیال کرده است که بعد واقعی این است و تا کنون آن بعدی که ایشان‏‎ ‎‏دارند، آن بعد معنوی ای که ایشان دارند برای کسی کشف نشده است مگر برای‏‎ ‎‏اشخاصی که همطراز او هستند. از این جهت، دربارۀ ایشان صحبت کردن از هر ترتیبی که‏‎ ‎‏باشد، همۀ این چیزها را دارد، لکن آنچه هست نمی شود صحبت کرد، نمی توانیم ما‏‎ ‎‏صحبت کنیم.(601)‏

23 / 12 / 65 

*  *  *

‎ ‎

کتابسیمای معصومین (ع) در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 231

  • )) اشارۀ حضرت امام به روحانیون و وعاظ تهران بوده است.
  • - «یک ضربۀ شمشیر علی ع در جنگ خندق، برتر از عبادت جن و انس است.» بحارالأنوار، ج 39، ص 1 ـ 2، ح 1.
  • )) بحارالانوار؛ ج 39، ص 1ـ2.