وقف یکی از موضوعاتی هست که هم بخش حقوقی و فقهی دارد و هم بخش اقتصادی دارد و هم آثار تربیتی و اخلاقی دارد و لذا دارای ابعاد مختلف و گوناگون فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است.
بعد از حاکم اسلامی، قاضی به اعتبار این که منصوب از سوی حاکم اسلامی است بر ایتام ولایت دارد. چه بسا ممکن است، قاضی خود در باب قضا و یا دیگر ابواب فقه مجتهد باشد هر چند شرایط حاکم اسلامی به معنی یاد شده را دارا نباشد. بنابراین ولایت حاکم اسلامی و قضات، متفاوت و در طول یکدیگر می باشد، هر چند بعضی از ادلّه فقهی آنها مشترک است و به دلیل متفاوت بودن آنها، فقها بحث از آن دو را در دو باب ولایت فقیه و قضا ذکر نموده اند. به هر حال این مساله مورد توافق فقها است و در آن اختلافی نشده که قضات بر ایتام و کودکان بی سرپرست ولایت دارند.
ولایت بر مال مجنون و طفل، بلکه ولایت در امور غیرمالی هم، برای پدر و جدّ پدری است، و در صورت نبودن آن دو، وصیّ و قیم هر یک از آن ها دارای ولایت است و قیّم کسی است که یکی از پدر و جدّ وصیت کند که ناظر در امور طفل باشد.
ولایت مطلقه فقیه، نظریه ای از فقه شیعه بر نحوه حکومت جامعه در دوران غیبت کبری به معنای رهبری انسان آشنای به اسلام و برخوردار از تقوای عالی، اسلامی و مدیریت بالای اجتماعی، بر مردم و جامعه، در گستره بایسته ها و ناگزیری ها (امور حسبیه) و مصالح عامه (احکام حکومتی) است. ولایت فقیه در سخنان فقهاء و امام خمینی به اداره امور اجتماعی و سیاسی تفسیر شده است و در همه سویه هایی که پیامبر و امام به عنوان رهبر اختیار دارند، فقیه نیز اختیار دارد و قلمرو ولایت دربرگیرنده مصالح همگانی و آنچه بسته به اداره جامعه است، می شود.
طبق دیدگاه فقها که با استفاده از سیره متشرعه، اطلاقات ادلّه نفوذ وصیّت، اجماع و روایات به دست آورده اند، با فوت پدر و جدّ پدری، وصیّ آن دو بر اموال صغار ولایت دارد.
ولایت مسئولیّتی شرعی است که شارع مقدّس به منظور نگهداری، مواظبت، تربیت و اداره امور مالی و غیر مالیِ کودک یا سفیه و یا مجنونی که حجرشان متّصل به صغر آنهاست، به اولیای آنان اعطا کرده و ولی وظیفه دارد اداره اموال و امور آنان را در جهت منافع و مصلحت آنها اداره کند.
ولایت و اداره اموال صغار در کلیه امور مربوط به اموال آنان، تا زمان بلوغ و رشد، بر عهده پدر، جدّ پدری، وصی، قیّم، حاکم و عدول مؤمنین است.
ولی فقیه، سرپرستی جامعه در امور دین و دنیا، به دست فقیه دینی در عصر غیبت است.
از جمله مستحبات در هنگام تولد نوزاد ولیمه و اطعام مومنین است. این کار احترام و تکریم مقام و شکر گزاری به درگاه خداوند متعال است که نعمت فرزند را به پدر و مادر عطا کرده است.
انسان شناسی فلسفی بر اساس ماهیت خود که ماهیتی عقلانی است، انسان کلی را مورد نظر قرار می دهد.
برهان امکان و وجوب یعنی اثبات وجود خداوند از طریق امکان ماسوا می باشد.
برهان تمانع، از براهین مهم کلامی در اثبات یگانگی خداوند است.
برهانی کلامی بر وجود خداوند ، مبتنی بر فرض آغازی زمانی برای آفرینش جهان را برهان حدوث و قدم گویند.
برهان حرکت یکی از با سابقه ترین برهان هایی است که فلاسفه الهی برای اثبات وجود خدا اقامه کرده اند. ارسطو نخستین فیلسوف الهی است که برهان حرکت را به صورت روشن مطرح کرده است؛ از این رو به برهان ارسطویی شهرت یافته است. برهان حرکت در فلسفه و الهیات اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته و به گونه های مختلف تقریر و تبیین شده است. این تقریرها بر اساس مطلق حرکت از حیث فاعلی و غایی، حرکت نفوس فلکی و نفوس انسانی، و حرکت جوهری استوار گردیده است.
اصطلاح صدیقین را نخستین بار «بوعلی سینا» با استفاده از آیات قرآن کریم در تسمیه برهانی به کار برد که بر اساس امکان ماهوی برای اثبات وجود خداوند سازمان داده بود.
یکی از رایج ترین، کهن ترین و آشناترین، ساده ترین و عمومی ترین برهانی است که برای اثبات وجود خداوند ارائه شده است.
تناسخ به معنی باطل کردن، متداول کردن و پی در پی آمدن است. اما در اصطلاح فلسفی عبارتست از انتقال نفوس اشقیا است بعد از فساد ابدان انسانی به ابدان دیگر که مناسب آن ابدان است در اخلاق و افعال.
جزءلایتجزّا، اصطلاحی در کلام و فلسفه اسلامی، به معنای کوچک ترین جزء جسم می باشد.
جسم تعلیمی در مقابل جسم طبیعی به کار برده می شود. جسم طبیعی همان امتداد جوهری در جهات سه گانۀ طول، عرض و عمق است اما جسم تعلیمی، امتداد عرضی در جهات سه گانه است که بر امتداد جوهری عارض می شود و مقدار و اندازۀ آن را مشخص می سازد.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.