مقدمه و شرح از استاد سید جلال الدین آشتیانی
گفتار در احدیت لا بشرط
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1386

زبان اثر : فارسی

گفتار در احدیت لا بشرط

‏‏گاهی اراده شود از احدیتْ «احدیت لا بشرط»؛ به این معنا که مقابلۀ با کثرت‏‎ ‎‏در آن لحاظ نشود؛ و فقط یک تعین، که ‏‏ظهور ذاته بذاته و کونه واحداً ظاهراً لذاته‏‎ ‎‏فَحَسْبُ‏‏ باشد، در آن ملاحظ گردد. به این اعتبار حضرت «عمائیه» نیز به آن اطلاق‏‎ ‎‏گردیده است. احدیت لابشرط از هر قید، از جمله قید اطلاق، «احدیت ذاتیه»‏‎ ‎‏است که به مقام «غیب الغیوب» اطلاق می شود که آن نه مقید است، و نه مطلقِ قید‏‎ ‎‏به اطلاق. بلبل خوش الحان دیار تجرید و دستانسرای کشور توحید، عبدالرحمن‏‎ ‎‏جامی، نظر به «احدیت لا بشرطیه» داشته که فرموده است: ‏

‏‏ ‏

‏‏« در آن خلوت که هستی بی نشان بود‏  ‏به کنج نیستی عالم نهان بود‏

‏‏وجودی بود از نقش دویی دور‏  ‏ز گفتگوی مایی و تویی دور‏

‏‏وجودی مطلق از قید مظاهر‏   ‏به نور خویشتن بر خویش ظاهر‏

‏‏دل‏‏ ‏‏آرا شاهدی در حجلۀ غیب‏  ‏مبرا دامنش از تهمت غیب‏

‏‏نه با آیینه رویش در میانه‏   ‏نه زلفش را کشیده دست شانه‏

‏‏نوای دلبری با خویش می ساخت‏   ‏قمار عاشقی با خویش می باخت‏

‏‏ولی زآنجا که حکم خوبروییست‏  ‏ز پرده خوبرو در تنگ خوییست‏

‏‏نکورو تاب مستوری ندارد‏   ‏چو در بندی سر از روزن برآرد‏

‏‏نظر کن لاله را در کوهساران‏  ‏که چون خرم شود فصل بهاران‏

‏‏کند شق شقّۀ گلریز خارا‏  ‏جمال خود کند زان آشکارا‏

‏‏ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ‏  ‏ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ‏

‏‏برون زد خیمه ز اقلیم تقدس ‏  ‏تجلی کرد بر آفاق و انفس‏

‏‏ز هر آیینه ای بنمود رویی‏  ‏به هرجا خاست از وی گفتگویی»‏‎[1]‎

‏‏ ‏

‏‏مؤلف علامه، قدس الله سرّه، در رسالۀ حاضر و تعلیقه بر «مقدمۀ» قیصری، ‏‎ ‎‏در آنجا که علامۀ قیصری تصریح نموده است که ‏‏الأعیان الثابتة وجودات خاصة‏‎ ‎‏علمیة، ‏‏در تعلیقه ای مختصر بر عبارت محقق قیصری در این موضع اشاره کرده اند بر‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابمصباح الهدایة الی الخلافة والولایةصفحه 44

‎‏این اصل مهم که این وجودات خاصه تعین اسماء الهیه و قائم به اسماءاند به قیام‏‎ ‎‏صدوری؛ و اسماء نیز از ناحیۀ تجلی به فیض اقدس ظهور پیدا نموده اند؛ و کثرت و‏‎ ‎‏صدور اعیان از اسماء و ظهور اسماء از فیض اقدس کلاً در وجود واحد مندک و در‏‎ ‎‏عین وجود متحدند. ‏‎[2]‎‏ لذا ارباب تحقیق گفته اند وجه تسمیۀ فیض اوّل به «اقدس»‏‎ ‎‏به این اعتبار است که فیض و مفیض و مستفیض در عین وجود متحدند؛ ‏‏و هذا‏‎ ‎‏الفیض أقدس من أن یکون غیرالمفیض و المفاض أوالمستفیض.‏‏ ولی بذر کثرت از‏‎ ‎‏ناحیۀ فیض اقدس به نحو خفا در مرتبۀ «واحدیت» و حضرت ارتسام و حضرت‏‎ ‎‏امکان، و به نحو بارز و ظاهر و متعین به کثرت خارجیه در اراضی مستعده و حقایق‏‎ ‎‏قابلیه و فاعلیه تحقق پیدا نموده است. ‏

‏‏مغفور له، حضرت امام، رضوان الله  علیه، در تعلیقه بر شرح قیصری بر‏‎ ‎‏فصوص ابن عربی از اینکه مؤلف در مقدمۀ خود بر کتاب اعیان ثابته را «وجودات‏‎ ‎‏خاصة علمیه» دانسته است، آن را امری نامعقول تلقی فرموده و گفته اند: ‏

‏‏ ‏

‏‏قوله: «هدایة للناظرین. و اعلم، أن الأعیان الثابتة وجودات‏‎ ‎‏خاصة علمیة». لا یخفی ما فی هذا الفصل من القصور و الفتور علی‏‎ ‎‏مذهب الناظرین والعارفین. ‏

‏‏ ‏

‏‏در «المشکوة الثانیة»، در ضمن بیان مراتب و درجات ولایت و نبوت، اعیان‏‎ ‎‏ثابته را به وجهی از وجوه تشبیه به انوار ضعیفه نموده که تحت ‏‏حیطة ظهور نور الحق لا‏‎ ‎‏ظهور لها.‏‏ ‏

 

کتابمصباح الهدایة الی الخلافة والولایةصفحه 45

  • ـ مثنوی هفت اورنگ، جامی، به تصحیح مرتضی گیلانی، ص 591.
  • ـ بیان مراد مصنف علامه و تقریر مقاصد آن بزرگ در مصباح میسور نیست مگر با شرحی مبسوط و بیان تحقیقات اکابر از صوفیه و محققان از عرفا.