اسدالله تجریشی
فرار رضا رضایی از چنگال ساواک
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) - گروه تاریخ (تدوینگر)

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

فرار رضا رضایی از چنگال ساواک

‏رضا رضایی‏‎[1]‎‏  که دستگیر می شود به بازجوی خودش‏‎ ‎‏می گوید: من‏‎ ‎

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 45

‏می توانم با شما همکاری کنم که بقیه اعضا دستگیر شوند‏‎[2]‎‏. یکی از آنها‏‎ ‎‏برادرم احمد است.‏

‏با ازغندی‏‏ قرار می گذارند که بروند خیابان گردی و آن مراکزی را که‏‎ ‎‏احتمال می دادند بگردند تا بتوانند اعضای سازمان را شناسایی و دستگیر‏‎ ‎‏کنند. در خیابان 15 خرداد، کوچه پامنار حمامی بود به نام حمام جعفری‏‎ ‎‏که دو در داشت. یکی توی این کوچه و در دیگرش به کوچه بازار‏‎ ‎‏آهنگرها باز می شد و به راحتی می شد از این خیابان به خیابان بعدی‏‎ ‎‏رفت.‏

‏احمد به شکل یک واکسی دوره گرد، خودش را به رضا می رساند و‏‎ ‎‏گفت و شنودی بین اینها رد و بدل می شود.‏

‏رضا به ازغندی‏‏ که کاملا اعتمادش را جلب کرده بود می گوید: احمد‏‎ ‎‏توی این حمام است. البته امروز بعید می دانم باشد. فردا حتماً می آید.روز‏‎ ‎‏بعد می آیند جلوی حمام. رضا به ازغندی‏‏ می گوید: اجازه بده من بروم‏‎ ‎‏نگاه کنم و برگردم . آنها نمی دانستند حمام دو تا در دارد. جلوی در حمام‏‎ ‎‏خودش و نیروها می ایستند. رضا وارد حمام می شود، از آن در خارج‏‎ ‎‏می شود و احمد هم با موتور منتظرش بوده که با هم از منطقه فرار‏‎ ‎‏می کنند.فرار رضا رضایی‏‏ ضربه سختی به حیثیت ساواک وارد کرد. بعد‏‎ ‎‏از چند روز رضا تلفنی به ازغندی‏‏ می گوید فکر نکنید من فرار کردم، من‏‎ ‎

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 46

‏دنبال آنها هستم. فلان جا هم تعدادی اسلحه است، بروید بردارید. اتفاقاً‏‎ ‎‏همین طور هم بود. تعدادی اسلحه بود که زنگ زده بود و کهنه و به درد‏‎ ‎‏نخور شده بود. رضا به اینها آدرس می دهد و آنها هم می روند و می بینند‏‎ ‎‏درست گفته است. باز دوباره اعتمادشان مقداری به رضا جلب می شود و‏‎ ‎‏همین باعث شد از فشارها کم کنند و دست از تعقیب بچه ها بردارند و‏‎ ‎‏افرادی که می خواستند به جاهای امن تری بروند راحت رفتند. چند روز‏‎ ‎‏بعد ساواکی ها می بینند اینها از دستشان گریختند، آن وقت فشارشان زیاد‏‎ ‎‏می شود.‏

 

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 47

  • . رضا رضایی  برادرِ احمد رضایی ، در سال 1327 در تهران  به دنیا آمد. او هنگامی که دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشگاه  تهران بود، با سازمان مجاهدین خلق همکاری داشت و عضو کمیته مرکزی و تیم ایدئولوژی سازمان بود. رضا در سال 1349 به اردن رفت و پس از یک دوره کوتاه کسب آموزشهای نظامی به کشور بازگشت. رضا رضایی از جمله دستگیر شدگان در شهریور 50 بود که برخی معتقدند او در این دوره با ساواک همکاری کرد، اما عده ای بر این باورند که این تاکتیکی بیش برای فریب ساواک نبود. لذا در دی 1350 موفق به فرار از دست مأمورین ساواک شد و مجدداً به فعالیت در سازمان بازگشت و در کادر مرکزی قرار گرفت و به انسجام و تشکل بقیه اعضای سازمان و جذب اعضای جدید پرداخت. رضا در 25 خرداد 1352 در منزل مهدی تقوایی  به محاصره مأمورین ساواک افتاد و هنگام فرار مورد اصابت گلوله مأمورین قرار گرفت. برخی معتقدند که رضا خودزنی کرد تا به دستِ مأمورین نیفتد.
  • . ازغندی ، معروف به دکتر منوچهری  از بازجوهای آن زمان می باشد که در سال 1350 در اوین مسئول کمیته ضد خرابکاری بود.