اسدالله تجریشی
فعالیت های مؤتلفه بعد از 15 خرداد
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) - گروه تاریخ (تدوینگر)

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

فعالیت های مؤتلفه بعد از 15 خرداد

‏بعد از حادثه 15 خرداد تشکیلاتی به نام مؤتلفه به این نتیجه رسیدند که‏‎ ‎‏باید حرکات شتاب بیشتری به خود بگیرد و چنگ و دندانی به رژیم‏‎ ‎‏نشان داده شود. مسئله ترور حسنعلی منصور‏‎[1]‎‏ پیش آمد که حاج مهدی‏‎ ‎

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 28

‏عراقی‏‏ نقش مهمی داشت. علتش هم این بود که در ماه مبارک رمضان‏‎ ‎‏یک سری روضه خوانی در مسجد جامع بود و در هر محرابی یک نفر‏‎ ‎‏منبر می رفت. اینها آمدند با برادر من و حاج مهدی عراقی جلسه‏‎ ‎‏گذاشتند و گفتند ما می خواهیم این روضه خوانی را داشته باشیم، اما هیچ‏‎ ‎‏مجلسی ما را راه نمی دهند. ما چون نفوذ محلی داشتیم در آنجا مسجدی‏‎ ‎‏بود به نام مسجد آقای بسط، می گفتند؛ تقریباً بزرگترین شبستانهای آنجا‏‎ ‎‏بود. آنجا را انتخاب کردند برای روضه خوانی و تعدادی از گویندگان‏‎ ‎‏انقلابی آن زمان را هم انتخاب کردند‏‎[2]‎‏. یکی از سخنرانها آقای سید علی‏‎ ‎‏اندرزگو‏‏ بود‏‎[3]‎‏. البته چند نفر در نظر گرفته شده بود که اگر یکی دستگیر‏‎ ‎‏شد، نفر بعدی منبر برود. ظاهراً 30 نفر بودند؛ آقایان نجم، فضل الله‏‎ ‎‏محلا تی مروارید، عبدالرضا حجازی‏‏، موحدی‏‏ و... از جمله منبری ها‏‎ ‎‏بودند که چند روز که صحبت می کردند دستگیر می شدند. ولی روز بعد‏‎ ‎‏سخنران دیگری بالای منبر می رفت. تا اینکه تصمیم گرفتند که باید از‏‎ ‎‏ریشه جلوی سخنرانی را بگیرند. خادم مسجد را دستگیر کردند و از او‏‎ ‎‏پرسیدند چه کسی هزینه روضه خوانی را می دهد؟ نفت‏‎[4]‎‏ مسجد را چه‏‎ ‎

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 29

‏کسی می دهد؟ خادم مسجد ابتدا نمی گوید. چند سیلی که می خورد،‏‎ ‎‏می گوید و اسم من و برادرم را به آنها می دهد.‏

 

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 30

  • . پس از ماجرای کاپیتولا سیون و تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه، خشم مردم مسلمان و قهرمان ایران در ضمیر پاک شهید محمد بخارایی  و یارانش شعله ور شد. او که فدایی و سرباز اسلام بود، در روز پنجشنبه اول بهمن 1343 در مقابل مجلس شورای ملی، با گلوله آتشین خود، به زندگی حسنعلی منصور ، نخست وزیری که لایحه کاپیتولاسیون را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود، پایان داد.
  • . من با مؤتلفه هیچ گونه ارتباطی نداشتم. مگر همین ارتباطی که با مهدی عراقی  در رابطه با روضه خوانی در مسجد جامع داشتم و آنجا هم از موقعیت و نفوذ محلی خودم استفاده می کردم و برای دوستان امکانات فراهم می کردیم.
  • . سیدعلی اندرزگو  در محل پشت بازار به کار نجاری و جعبه سازی مشغول بود که در اثر ارتباطش با حاج مهدی عراقی ، با موتلفه رابطه برقرار کرد و بعدها جدا شد و به صورت انفرادی به فعالیت پرداخت و کمتر کسی از فعالیت هایش سر در می آورد.
  • . این حادثه در زمستان و سرما اتفاق افتاد. برای گرم کردن مسجد لا زم بود از بخاری های نفتی استفاده شود.