فصل پنجم: خاطرات
توی اتومبیل نشسته بودیم
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : رجائی، غلامعلی

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

توی اتومبیل نشسته بودیم

‏‏توی اتومبیل نشسته بودیم‏

‏‏من خودم با آقای حائری ـ و آن آقای حائری ‏‏[‏‏اشاره به یکی از حضار‏‎[1]‎‏] ـ در زمان‏‎ ‎‏رضاشاه، ظاهراً، توی اتومبیل نشسته بودیم. اتومبیلهای بزرگ. چند نفر هم از ـ طرفهای ـ‏‎ ‎‏آن طرف شهر می آمدیم تهران. آن چند نفر یکی شان شروع کرد صحبت کردن. گفت که‏‎ ‎‏من حالا سالهای طولانی بود که این «هیکلها» را نمی دیدم! اینها را انگلیسها آورده اند در‏‎ ‎‏ایران ـ و ظاهراً گفت ـ یا در نجف، انگلیسها آورده اند برای اینکه نگذارند کار ماها‏‎ ‎‏درست بشود. اینها عمال انگلیس هستند! مادامی که ما سوار بودیم، اینها این حرفها را‏‎ ‎‏شروع کردند زدن و گفتن به اینکه اینها چطورند. اینها وضعشان این بود. تبلیغات کردند‏‎ ‎‏به اینکه هر معمم و آخوندی درباری است!‏‎[2]‎

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‎

‎

  • آقایان: مرتضی حائری و مهدی حائری، فرزندان آقای حائری مؤسس حوزه علمیه قم.
  • )) صحیفه امام؛ ج 7، ص 43ـ44.