فصل پنجم: خاطرات
آن وقتها هم مجلس می رفتم
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : رجائی، غلامعلی

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

آن وقتها هم مجلس می رفتم

‏‏آن وقتها هم مجلس می رفتم‏

‏‏آنها از مدرس می ترسیدند. مدرس یک انسان بود. یک نفری نگذاشت پیش برود‏‎ ‎‏کارهای او را تا وقتی کشتندش. یک نفری غلبه می کرد بر همۀ مجلس! بر اهالی که در‏‎ ‎‏مجلس بودند غلبه می کرد یک نفری، یک نفری تا توی مجلس نبود ـ من آن وقت مجلس‏‎ ‎‏رفتم دیدم برای تماشا. بچه بودم، جوان بودم رفتم ـ مجلس آن وقت تا مدرس نبود، مثل‏‎ ‎‏اینکه چیزی در آن نیست؛ مثل اینکه محتوا ندارد.‏‎[1]‎

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‎

‎

  • )) همان؛ ج 8، ص 67.