مقاله اولی‌ در آدابی که در تمام حالات نماز بلکه در تمام عبادات و مناسک ضرور است و در آن چند فصل است.
فصل دوم در مراتب مقامات اهل سلوک
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1394

زبان اثر : فارسی

فصل دوم در مراتب مقامات اهل سلوک

‏ ‏

 فصل دوم در مراتب مقامات اهل سلوک

‏    بدان که اهل سلوک را در این مقام و سایر مقامات مراتب و مدارجی‏‎ ‎‏است بی شمار، و ما به ذکر بعض از آن مراتب به طور کلّی می پردازیم. و امّا‏‎ ‎‏احاطه به جمیع جوانب و احصاء همۀ مراتب آن از عهدۀ این ناچیز بیرون‏‎ ‎‏است: ‏الطُّرُقُ اِلَی اللّه بِعَدَدِ اَنْفٰاسِ الْخَلاٰئِق.‎[1]‎

‏    ‏‏یکی از آن مراتب مرتبۀ «علم» است. و آن، چنان است که به سلوک‏‎ ‎

‏ ‏


کتابآداب الصلوة - آداب نمازصفحه 10

‏علمی و برهان فلسفی ثابت نماید ذلّت عبودیّت و عزّت ربوبیّت را. و این یکی‏‎ ‎‏از لباب معارف است که در علوم عالیه و حکمت متعالیه به وضوح پیوسته که‏‎ ‎‏جمیع دار تحقّق و تمام دایرۀ وجودْ صرف ربط و تعلّق و محض فقر و فاقه‏‎ ‎‏است. و عزّت و ملک و سلطنت مختصّ به ذات مقدّس کبریا است و احدی را‏‎ ‎‏از حظوظ عزّت و کبریا نصیبی نیست، و ذل عبودیّت و فقر در ناصیۀ هر یک‏‎ ‎‏ثبت و در حاقّ حقیقت آنها ثابت است. و حقیقت عرفان و شهود و نتیجۀ‏‎ ‎‏ریاضت و سلوک، رفع حجاب از وجه حقیقت و رؤیت ذلّ عبودیّت و اصل فقر‏‎ ‎‏و تدلّی است در خود و در همۀ موجودات. و دعای منسوب به سیّد کائنات‏‎ ‎‏صلّی اللّه علیه و آله: ‏اَللّهُمَّ اَرِنِی الاَشیٰاءَ کَماٰ هِی.‎[2]‎‏ شاید اشاره به همین مقام‏‎ ‎‏باشد؛ یعنی، خواهش مشاهدۀ ذلّ عبودیّت که مستلزم شهود عزّ ربوبیّت‏‎ ‎‏است نموده.‏

‏     پس، اگر سالک راه حقیقت و مسافر طریق عبودیّت با قدم سلوک علمی‏‎ ‎‏و مرکب سیر فکری این منزل را طی کرد، در حجاب علم واقع شود و به مقام‏‎ ‎‏اوّل انسانیّت نائل شود، و لکن این حجاب از حجب غلیظه است که گفته اند:‏‎ ‎العِلْمُ هُوَ الْحِجٰابُ الاْکْبَر.‎[3]‎‏ و باید سالک در این حجاب باقی نماند و آن را‏‎ ‎‏خرق کند. و شاید به این مقام اگر قناعت کند و قلب را در این قید محبوس‏‎ ‎‏نماید، در استدراج واقع شود. و استدراج در این مقام آن است که به تفریعات‏‎ ‎‏کثیرۀ علمیّه پرداخته و به جولان فکر برای این مقصد براهین کثیره اقامه کند و از‏‎ ‎‏منازل دیگر محروم ماند، و قلبش به این مقام علاقه مند شود و از نتیجۀ مطلوبه‏‎ ‎‏که وصول الی فناءاللّه است غافل شود، و صرف عمر خود را در حجاب برهان‏‎ ‎‏و شعب آن نماید؛ و هرچه کثرت فروع بیشتر شود، حجاب بزرگتر و احتجاب‏‎ ‎‏از حقیقت افزون گردد. پس، سالک نباید گول شیطان را در این مقام خورده از‏‎ ‎

‏ ‏

‏ ‏


کتابآداب الصلوة - آداب نمازصفحه 11

‏حق و حقیقت به واسطۀ کثرت علم و غزارت آن و قوّت برهان محجوب شود و‏‎ ‎‏از سیر در طلب باز ماند؛ و دامن همّت به کمر زند و از جدّیّت در طلب مطلوب‏‎ ‎‏حقیقی غفلت نورزد و خود را به مقام دیگر که مقام دوم است برساند.‏

‏     و آن، چنان است که آنچه را عقل با قوّت برهان و سلوک علمی ادراک‏‎ ‎‏کرده با قلم عقل به صفحۀ قلب بنگارد و حقیقت ذلّ عبودیّت و عزّ ربوبیّت را به‏‎ ‎‏قلب برساند و از قیود و حجب علمیّه فارغ گردد. و ما اشاره به این مقام در آتیۀ‏‎ ‎‏نزدیکی می نماییم ان شاءاللّه . پس نتیجۀ مقام دوم حصول ایمان به حقایق‏‎ ‎‏است.‏

‏     مقام سوّم، مقام «اطمینان و طمأنینۀ نفس» است که در حقیقتْ مرتبۀ‏‎ ‎‏کاملۀ ایمان است. قالَ تَعالی مُخاطِباً لِخَلیلِه: ‏اَوَلَم تُؤمِنْ؟ قالَ بَلیٰ وَلکِنْ‎ ‎لِیَطْمَئِنَّ قَلْبی.‎[4]‎‏ و شاید اشاره به این مرتبه نیز پس از این بیاید.‏

‏    ‏‏مقام چهارم، مقام «مشاهده» است که آن نوری است الهی و تجلّی ای‏‎ ‎‏است رحمانی که تَبَع تجلّیات اسمائیّه و صفاتیّه در سرّ سالک ظهور کند و‏‎ ‎‏سر تا پای قلب او را به نور شهودی متنوّر نماید. و در این مقام درجاتی است‏‎ ‎‏کثیره که ذکر آنها از حوصلۀ این اوراق خارج است. و در این مقام نمونه ای از‏‎ ‎‏قرب نوافل ( ‏کُنْتُ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ یَدَه)‎[5]‎‏ بروز کند و سالک خود را مستغرق بحر‏‎ ‎‏لایتناهی بیند؛ و پس از آن بحری است بسیار عمیق که از اسرار «قدر» در آن‏‎ ‎‏شمّه ای کشف شود.‏

‏     و هر یک از این مقامات را استدراجی است خاصّ به خود که سالک را در‏‎ ‎‏آن هلاکت عظیم است، و سالک باید در تمام مقامات خود را تخلیص از‏‎ ‎‏انانیّت و انّیّت کند و خودبین و خودخواه نباشد که سرچشمۀ اکثر مفاسد است‏‎ ‎‏خصوصاً برای سالک. و پس از این اشارتی به این مطلب می نماییم،‏‎ ‎‏ان شاءاللّه .‏

کتابآداب الصلوة - آداب نمازصفحه 12

  • )) «به عدد نَفَسهای آفریدگان به سوی خدا راههاست.» حدیث منسوب به پیامبر ص است. جامع الاسرار و منبع الانوار، سید حیدر آملی، ص 8، 95،121. و نیز شرح لاهیجی بر گلشن راز، ص 153. و نقد النصوص، ص 185. و منهاج الطالبین، ص 221. و الاصول العشرة، ص 31.
  • )) «خدایا، اشیا (و امور) را آنچنانکه هستند نشانم بده.» در عوالی اللّئالی، ج 4، ص 132، روایت کرده است: اَللّهُمَّ اَرِنَا الحَقائقَ کما هی. و در تعلیق بر آن، از تفسیر کبیر فخررازی، ج 6، ص 26، و مرصاد العباد، ص 309، اَرَناالاشیاءَ کما هی نقل گردیده است.
  • )) «دانش بزرگترین حجاب است.»
  • )) «خدای تعالی خطاب به خلیل خود (ابراهیم) فرمود: آیا ایمان نیاورده ای؟`` گفت: چرا، اما (این تقاضایم) برای این است که قلبم اطمینان و آرامش یابد.``» بقره / 260
  • ))    پاورقی شماره 17.