مقاله ثالثه در مقارنات نماز است و در آن چند باب است
فصل پنجم در بیان اجمالی از تفسیر سوره مبارکه «حمد» و در آن شمه ای از آداب تحمید و قرائت است.
تنبیهٌ عرفانی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

تنبیهٌ عرفانی

مقاله اولی‌ در آدابی که در تمام حالات نماز بلکه در تمام عبادات و مناسک ضرور است و در آن چند فصل است. / مقاله ثانیه در مقدّمات نماز است و ذکر بعض آداب قلبیه آن و در آن چند مقصد است / باب اول در بعض آداب اذان و اقامه است و در آن پنج فصل است. / باب دوم در ق

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1394

زبان اثر : فارسی

تنبیهٌ عرفانی

تنبیهٌ عرفانیٌ

‏     ‏‏شاید در تقدیم «ربّ» و ذکر «رحمن» و «رحیم» پس از آن، و تأخیر‏‎ ‎‏«مالک»، اشاره ای لطیفه باشد به کیفیّت سلوک انسانی از نشئۀ ملکیّۀ دنیاویّه تا‏‎ ‎‏فنای کلّی یا تا مقام حضور نزد مالک الملوک. پس، سالک تا در مبادی سیر‏‎ ‎‏است، در تحت تربیت تدریجی «ربّ العالمین» است، زیرا خود نیز از‏‎ ‎‏عالمیان و سلوکش در تحت تصرّف زمان و تدریج است. و چون به قدم سلوک‏‎ ‎‏از عالم طبیعتِ متصرّم منسلخ شد، مرتبۀ اسماء محیطه که به عالم ـ که جنبۀ‏‎ ‎‏سوائیّت در او غالب است - فقط تعلّق ندارد در قلب او تجلّی کند؛ و چون اسم‏‎ ‎‏شریف «رحمن» را در بین اسماء محیطه مزید اختصاصی است، آن مذکور‏‎ ‎‏گردیده. و چون «رحمن» ظهور رحمت و مرتبۀ بسط مطلق است، مقدّم شده‏‎ ‎‏بر «رحیم» که به افق بطون نزدیکتر است؛ پس، در سلوک عرفانی اول اسماء‏‎ ‎‏ظاهر تجلّی کند؛ پس از آن، اسماء باطنه، چون سیر سالک من الکثرة الی‏‎ ‎


کتابآداب الصلوة - آداب نمازصفحه 274

‏الوحدة می باشد؛ تا منتهی می شود به اسماء باطنۀ محضه که اسم «مالک» از‏‎ ‎‏آنها است. پس، در تجلّی به مالکیّت، کثرات عالم غیب و شهادت مضمحل‏‎ ‎‏شود و فنای کلّی و حضور مطلق دست دهد. و چون از حجب کثرت به ظهور‏‎ ‎‏وحدت و سلطنت الهیّه تخلّص یافت و به مشاهدۀ حضوریّه نائل گردید،‏‎ ‎‏مخاطبۀ حضوریه کند و ‏ایّاک نعبد‏ گوید.‏

‏     پس تمام دایرۀ سیر سایرین نیز در سورۀ شریفه مذکور است: از آخرین‏‎ ‎‏حجب عالم طبیعت تا رفع جمیع حجب ظلمانیّه و نورانیّه و دست دادن‏‎ ‎‏حضور مطلق. و این حضورْ قیامت کبرای سالک و قیام ساعت او است. و‏‎ ‎‏شاید در آیۀ شریفۀ ‏فَصَعِقَ مَنْ فی السَّمٰواتِ وَمَن فی الاَْرضِ الاّ مَنْ شاءَ اللّه ‎[1]‎‏ مقصود‏‎ ‎‏از «مستثنی» این نوع از اهل سلوک باشد که برای آنها قبل از نفخ صور کلّی،‏‎ ‎‏صعق و محو حاصل شده. و شاید یکی از محتملات فرمایش رسول خدا که‏‎ ‎‏فرمودند: ‏اَنَا وَالسّاعَةُ کَهاتَیْن‎[2]‎‏ - و جمع فرمودند بین دو سبّابۀ شریفۀ خود -‏‎ ‎‏همین معنی باشد.‏

‎ ‎

کتابآداب الصلوة - آداب نمازصفحه 275

  • )) «... پس هر کس در آسمانها و زمین است مدهوش شود جز آنکه پروردگار تو بخواهد.» (زمر / 68)
  • )) «من و قیامت همانند این دو (دو انگشت سبابه و وسط) هستیم.» الاشعثیات، ص 212، «باب مایوجب الصبر». بحارالانوار، ج 2، ص 39، «کتاب     العلم»، حدیث 72. از مجالس مفید.