آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

پیامها و اعلامیه‏هاى من، فارسى است

پیامها و اعلامیه‏هاى من، فارسى است

دولت فرانسه سرانجام رضایت داد که امام فقط پیام بدهند و اعلامیه صادر کنند، و در ادامه، مصاحبه هم انجام دادند

آشنایى با امام از دوران کودکى

آشنایى با امام از دوران کودکى

آشنایى من با حضرت امام به دوران کودکى برمى‏گردد.

حرف احدی زده نشود

حرف احدی زده نشود

امام بلافاصله چشمشان را به طرف من به طور معنی‏داری حرکت دادند و من کفشهای ایشان را آماده کردم که از مجلس خارج شوند.

حرفت را بزن!

حرفت را بزن!

اساساً امام از تظاهر خوششان نمی‏آمد. به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند.

مرتب در نماز جماعت شرکت می‏کردند

مرتب در نماز جماعت شرکت می‏کردند

از جمله ابعاد شخصیت امام، مراقبت بر حضور در نماز جماعت بود.

نظم امام در انجام امور

نظم امام در انجام امور

خیلی از افراد و شخصیتها وقتی در شرایط مختلف قرار می‏گیرند برنامه‏ها و وضعیت آنها فرق می‏کند، ولی امام در تمام حالات وضعشان تغییر پیدا نمی‏کرد

احترام ویژه امام به شهید آیت اللّه‏ سعیدى

احترام ویژه امام به شهید آیت اللّه‏ سعیدى

بعد از اینکه طلاب فاتحه‏ها را گرفتند حضرت امام مخارج آنها را پرداخت نمودند.

حق با ایشان است

حق با ایشان است

ایشان حاج آقا روح اللّه‏ هستند. مردى بسیار فاضل و وارسته و بسیار با تقوا و منظم و مهذّبند.

هر دو لایۀ درِ حیاط باز باشد

هر دو لایۀ درِ حیاط باز باشد

امام فرمودند: هر دو لایه در حیاط باز باشد، در مدرسه فیضیه رفتند طلاب را کتک زدند، من در خانه سالم بنشینم.

دیگر چه کارى از دستش برمى‏آید؟

دیگر چه کارى از دستش برمى‏آید؟

حضرت امام تازه از زندان آزاد شده بودند. خبر شدیم که از طرف دولت کسانى به منزل امام وارد مى‏شوند

خانوادۀ یک طلبه را به خود ترجیح مى‏دادند

خانوادۀ یک طلبه را به خود ترجیح مى‏دادند

زمانى که در نجف میزان گرما در سایه 54 درجه بود، رفتم منزل حضرت امام، مشاهده کردم که ایشان کولر ندارند،

سفارش رسیدگى به افراد درس خوان

سفارش رسیدگى به افراد درس خوان

امام همین که مى‏دید شخصى درس‏خوان و داراى استعداد است، مى‏فرمودند: «اینها را باید تقویت کرد و رشدشان داد».

شمه‏ای از شجاعت حضرت امام

شمه‏ای از شجاعت حضرت امام

امام مخصوصاً در مقابل ساواک بی‏اندازه شجاع و بی‏باک بودند.

تقدیر در معیشت

تقدیر در معیشت

امام فرمودند: آیا من مى‏توانم دنبال رفاه خود باشم در حالى که‏بسیارى از مردم ایران در سیاهچالها به‏‏سر مى‏برند.

آرامش الهی

آرامش الهی

امام با آرامش عجیبی فرمودند ما پیروزیم و این در زمانی بود که اکثر قریب به اتفاق، در وحشت بودند

برخورد امام با امینی نخست وزیر وقت

برخورد امام با امینی نخست وزیر وقت

وقتى امینى نشست می‏‏خواست صحبت کند ولى آقا اصلاً مجال صحبت کردن به او ندادند و خودشان شروع کردند به صحبت و نصیحت کردن

حوصله در تدریس

حوصله در تدریس

امام غیر از اشکال و پاسخ در جریان تدریس، پس از درس هم مدت کوتاهی می‏نشستند و پاسخ سؤالات یا اشکالات را می‏دادند

تواضع هدفمند

تواضع هدفمند

اولین برخورد خصوصی من با امام روزی بود که سنم در حدود نوزده سال یا بیست سال بود

صفحه 91 از 103 < قبلی | 91 | 92 | 93 | 94 | 95 | بعدی >