فصل سوم / خاطرات سعید امانی همدانی
چگونگی عملیات انقلابی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : مرادی نیا، محمد جواد

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

چگونگی عملیات انقلابی

‏آیا معمولا قبل از این فعالیتها و عملیات‌ امام را در جریان قرار می ‌دادند توسط همان پنج، شش نفر روحانی که بودند؟‏

‏ به صورت کلی بله، ولی این که اسم بیاورند که آقا ما می ‌خواهیم فلان عملیات را انجام دهیم نه.‏

‏ تصمیم گیری اولیه در گروه که می‌ خواستند عملیاتی را انجام بدهند به عهده چه کسانی بود؟‏

‏ همین شاخه نظامی که در راسش آقای حاج مهدی عراقی بود.‏

‏ بعد توسط دکتر بهشتی و شهید مطهری اینها هم تایید می‌ شد؟‏

‏ بله، من عنوان می ‌کردم که یک همچین کاری می‌ خواهیم بکنیم، یک حرکت مسلحانه می‌ خواهیم بکنیم، طوری نبود که اینها غریبه غریبه باشند.‏

‏ منظور از این سوالات اینست که شما محبت بفرمائید مسائل جانبی ترور را یک خرده ریزتر بشکافید. یعنی تشکیلات را تعریف کنید تشکیلاتی را که منجر به این کارها شد.‏

‏ ببینید مثلا یک جلساتی داشتند همان پنج نفر، یک شب هم نظرم است منزل ما بود. آن منزلمان که کوچه غریبان بود. خوب آنجا در همان جلسات یک مسائل کلی رد و بدل می ‌شد، التفات کردید. من توضیح دادم که اینها با تمام شهرها ارتباط داشتند. البته آن تمرکز اصلی و جمعیت اصلی تهران بود. این حزب چند شاخه داشت، شاخه نظامی، شاخه سیاسی و شاخه اقتصادی. مثل کمیسیون ‌هایی که الان تشکیل می‌شودو تصمیمات شاخه نظامی با تصویب آن آنان پنج نفر روحانی و در جلساتی که هر هفت ‏


کتابامام خمینی و هیات های دینی مبارزصفحه 96

‏روز، ده روز، پانزده روز گذاشته می ‌شد قابلیت اجرا پیدا می ‌کرد. که هر کسی برود یک تصمیمی بگیرد.‏

‏آیا شما هم از اعضای شاخه نظامی بودید؟‏

‏ نه من جزو شاخه نظامی نبودم.‏

‏ پس خودتان توی این شاخه نظامی به لحاظ اخوی دستگیر شدید؟‏

‏ ببینید ما پنج شش نفر برادر در امور اقتصادی فعالیت می ‌کردیم. کار اقتصادی داشتیم منتها در جلسات ده نفری هفتگی حزب هم شرکت می ‌کردیم و از مسائل مختلفی هم که اینها می ‌خواستند انجام بدهند یک مقدار زیادی مطلع بودیم مثلا در منزل خودمان نُه عدد اسلحه داشتیم. هر اسلحه ای که می ‌خریدند می ‌آوردند اینجا تحویل می‌ دادند. ما می‌ دانستیم داریم...‏

‏ توسط شما خریداری می‌ شد؟‏

‏ نخیر توسط خودشان خریداری می‌ شد. همان شاخه نظامی عواملی داشتند که مثلا از زنجان می ‌رفتند می ‌آوردند. اسلحه زیاد نبود خرید و فروش هم که مشکل بود و مجازات داشت نگهداری اسلحه هم مجازات داشت التفات کردید. منتها اینها جمع آوری اسلحه‌ هاشان از راههای مختلف بود. از اینجا، آنجا و این طرف و آن طرف می ‌خریدند، چیزهایی که جمع کرده بودند زمانی که آمدند شروع کردند به زمینه چینی برای ترور منصور ما نُه تا اسلحه توی خانه داشتیم. که برای این کار می ‌خواستند. یعنی خریده بودند، نگه داشته بودند که برای امر مسلحانه بکار ببرند دیگه در کارهای دیگرش زیاد در متن جریان نبودیم.‏

‏ شاخه اقتصادی چه وظیفه ای داشت؟‏

‏از نظر مسئله مالی حق عضویت ماهانه می‌ دادند. اما اصلا مسئله مالی نمی‌ شد گفت که اتکا به این حق عضویت داشت. منبع اصلی بودجه حزب سهم [امام] و وجوهات [شرعی] بود. البته ما در زمینه فراهم کردن بودجه و خرج کردن آن اختیار نداشتیم اینکه عرض می‌ کنم ما در مسئله اقتصادی فعالیت داشتیم یعنی یک بنگاه معاملاتی و بنگاه خرید و فروش داشتیم که اعتبار بده، بستان بودیم. نسیه و نقد و اینها ‏

کتابامام خمینی و هیات های دینی مبارزصفحه 97

‏را ما انجام می ‌دادیم.‏

کتابامام خمینی و هیات های دینی مبارزصفحه 98