محمدمراد حمزه ای
پذیرش یتیمی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) - گروه تاریخ (تدوینگر)

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1390

زبان اثر : فارسی

پذیرش یتیمی

‏‏خاطرم هست وقتی به اسلام آباد وارد شدیم، در پادگان الله اکبر اولین سرودی که اجرا‏‎ ‎‏کردیم دربارۀ رحلت امام بود. ما می خواستیم این پیام را بدهیم که هنوز عزاداریم.‏‎ ‎‏حقیقتاً، ما با این غم برگشتیم. درست است که مردم شادی می کردند و این طبیعی بود،‏‎ ‎‏ولی برای ما طبیعی نبود که شاد باشیم. چهرۀ هر ایرانی، دیدن عکس امام و عکس‏‎ ‎‏مقام معظم رهبری، و کل ایران برای ما تداعی کننده یاد امام بود. ما این احساس را داشتیم‏‎ ‎‏و با این احساس آزاد شدیم.‏

‏‏وقتی به خانه هایمان آمدیم، رفقا می آمدند و دیدار می کردند و خبر شهادت بعضی از‏‎ ‎‏رفقای دیگر را می دادند که فلانی شهید شد و مقداری ضربۀ روحی به ما وارد می شد؛‏
‏
‎

‎‏اما شاید تا چند هفته، هر بار که برمی گشتیم و به عکس امام نگاه می کردیم با خود‏‎ ‎‏می گفتیم: نه، هیچ چیز جای امام را نمی گیرد!‏

‏‏اگر بخواهم دربارۀ خودم بگویم، حدود دو ماه طول کشید که من به دیدار مرقد امام‏‎ ‎‏بروم. در طول این دو ماه، هیچ وقت احساس زندگی عادی و طبیعی نکردم. بعد از اینکه‏‎ ‎‏مرقد امام را زیارت کردم و از آنجا به زیارت قم آمدم، کمی آرام گرفتم و فهمیدم که دیگر‏‎ ‎‏تمام شد و باید مثل یتیمی که زندگی جدیدی را شروع می کند، من هم سامانی بگیرم و‏‎ ‎‏کم کم به اوضاع عادی زندگی ام برگردم.‏

‏‏ ‏

‏‏دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم‏  ‎ ‎‏وین درد نهانسوز نهفتن نتوانم‏

‏‏شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه‏  ‎ ‎‏گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم‏

‏‏با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار‏  ‎ ‎‏گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم‏

‏‏دور از تو من سوخته در دامن شبها‏  ‎ ‎‏چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم‏

‏‏ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم‏  ‎ ‎‏دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎

‎